![]() |
|
برای علیرضای نازنینم که فقط بخاطر وجود نازنینشه که هنوز زنده ام مذاب می کند نگاه سنگ را
و شاد می کند امید بودنت دل همیشه تنگ را کنون کدام خسته دل چنان بهار می شود دلم همیشه در پی ات پر از خروش انتظار می شود در این جهان پر فغان که یاد تو پناه بی قراری ست برای دیدنت ز دیده ها چه جوی ها که جاریست همیشه جاودان من بیا بیا که با دمت سبز شود جهان من جهان پر خزان من ای دل چو زمانه میکند غمناکت ناگه برود ز تن روان پاک بر سبزه نشین و خوش بزی روزی چند زان پیش که سبزه بر دمد از خاکت ما به هم رسيديم عاقبت/ رنگ خوشبختي رو ديديم عاقبت با سلام خدمت همه دوستایی که قدم رنجه کردن و به کلبه برفی ما سر زدن.
در این مدتی که من و سمانه وبلاگ را اپ نکردیم سرمان حسابی شلوغ بود من(اقا داماد)و سمانه(عروس خانم) هر دو مشغول انجام دادن کارهای مربوط به عروسیمون بودیم تازه سمانه جان از ۲۴ خردادماه تا ۹تیر مشغول دادن امتحانات پایان ترم دانشگاه هم بودن خلاصه اینکه حسابی سرمان شلوغ بود.بالاخره ۱۲ تیرماه ۱۳۸۸ از راه رسید و من با سمانه جانم ازدواج کردم و زندگی مشترکمان را در کنار هم اغاز کردیم. لازم به ذکر است که من و سمانه چند باری خواستیم در این مدت که اپ نکردیم در وبلاگمان بنویسیم که متاسفانه سایت بلاگفا باز نمی شد! دوستان عزیز خیلی خوشحالم که پس از کش و قوسهای فراوان توانستم بالاخره با سمانه جانم عروسی بکنم و هیچ مانعی نتوانست در برابر عشق من و سمانه نسبت بهم مقاومت بکند.
عاقبت
خیلی خوشحالم سلام بر همگي
الحمدالله نيمه ماه خردادماه ۱۳۸۸ امد و من دارم ميرم تا کاراي انتقالي دانشگاه همسرم يعني سمانه جونم را انجام بدم .خيلي خوشحالم که یک ماه ديگه(تیر ماه ۱۳۸۸) با عشقم سمانه عروسي مي کنم و ميارمش عزيزم رو پيش خودم و ديگه همسر گلم سمانه جونم هميشه پيشمه و در کنارمه.خيلي خوشحالم که از يک ماه ديگه با بودن سمانه که هميشه پيشمه احساس نشاط و سرزندگي و ارامش بيشتري مي کنم و هميشه در خانه با بودن سمانه مي توانم بيشتر از قبل ارامش داشته باشم.خيلي خوشحالم که از يک ماه ديگه دست پخت همسرم رو هم مي خورم خيلي خوشحالم که از يک ماه ديگه هميشه ميتونم دست همسرم را بگيرم و بريم گردش و تفريح و مسافرت و خريد خیلی خوشحالم که همیشه سمانه جونم پیشمه و میتونم ازش مراقبت و نگهداری کنم.
سمانه جانم خيلي دوست دارم عزيزم اسباب سفر را اماده کردم ماشين را هم اماده کردم که به اميد خدا فردا پس فردا راهي بشم.ايشالا که جاده و اب و هوا هم ياري کنن که من راحت تر مسير را طي کنم.دوستان برام دعا کنيد تا به سلامتي برسم.
تا اپ بعدي
|
سلام ما(علی رضا و سمانه) دو ادم برفی عاشق هم هستیم ما در شب عید نیمه شعبان سال یکهزار و سیصد و هشتاد و پنج به عقد رسمی هم در امدیم و به امید خدا در تیرماه 88 با هم عروسی می کنیم و زندگی مشترکمان را اغاز می کنیم صفحه اصلي پست الکترونيک شهریور 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 مرداد 1387 تیر 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 ادم برفی ها قلبی که نتونست نامهربون شه احسان و سودی زینب و محمد عشق 10 ساله/امیر و مریم بهزاد و آیسان سمیرا و غفار سپیده و بهنام یاسی و ایمانش بابایی و مامانی و نی نی شون ساناز و صادق مارال و کیان یاس و محمد نگین و مهدی کاغذ پاره های یه عاشق مرا از این اینکه میبینی پریشانتر چه می خواهی/اولین دوست وبلاگی ما خزان ارزوها دو قطره بارون به نام خدای مهربون شریک غم هایم ابجی مریم زیبایی شب پسر برفی/ادم برفی مهربون قصر ارامش اشک.لبخند همه زندگی فقط تو زندگی زیبا نیست ته کوچه @@@علی تیفوسی@@@ شبگرد قصه ی عشق NANI وهم سبز گرگ باران دیده شاپرک ها فرمانده عشق فریاد سکوت ستاره ی شبای مشرقی مهربون و نصفه جونش همه چیز برای همه کس ته کوچه2 انتهای شب مسافر مهتاب رســـــــــــــپینا قلب عاشق من بانوي مهتابي جديد ترين دانلود ها شب تنها :: جایی برای با هم بودن:: دو دوست عاشقانه ها -::- موج خروشان عشق |